معنی ۱neutral · 89%
قطعهٔ کوچک و فشردهای از مواد که برای تولید گرما میسوزانند.
مثالهای طبیعی
We placed six charcoal briquettes beneath the grill.
شش بریکت زغال را زیر توری کبابپز گذاشتیم.
A single briquette can burn for quite a while.
یک بریکت میتواند مدت نسبتاً زیادی بسوزد.
These briquettes are made from compressed sawdust.
این بریکتها از خاکارهٔ فشرده ساخته شدهاند.
نکتهٔ کاربردی
briquette به قالب شکلدادهشده گفته میشود، نه به گردِ پراکندهٔ زغال یا هیزم معمولی.
