معنی ۱neutral · 90%
موی کوتاه و سفت، بهویژه موی حیوان یا الیافی که در برس به کار رفته است.
مثالهای طبیعی
Soft bristles are gentler on sensitive gums.
الیاف نرم مسواک برای لثههای حساس ملایمترند.
The boar had coarse bristles along its back.
گراز در امتداد پشتش موهای زبری داشت.
One bristle came loose from her paintbrush.
یک رشته مو از قلمموی او جدا شد.
نکتهٔ کاربردی
a bristle یک موی سفت است، اما bristles معمولاً به مجموعهٔ الیاف روی برس اشاره دارد.
