معنی ۱neutral · 86%
مربوط به پادشاهی متحد بریتانیا، مردم آن یا فرهنگشان.
مثالهای طبیعی
My grandfather is British.
پدربزرگم بریتانیایی است.
We watched a British comedy last night.
دیشب یک سریال کمدی بریتانیایی تماشا کردیم.
British people often drink tea with milk.
بریتانیاییها اغلب چای را با شیر مینوشند.
نکتهٔ کاربردی
British میتواند به کل پادشاهی متحد اشاره کند؛ English مشخصاً به انگلستان مربوط است. British را همیشه با B بزرگ بنویسید.
ترکیبهای رایج
— شخصی که تابعیت بریتانیا را دارد
