broad
A1صفت/US /brɔd/ brôd; UK /brɔd/ brôd/
زن هرزه، فراخ، عریض
JadoLearn Dictionary
معنی broad به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
زن هرزه، فراخ، عریض
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پهن، فراخ، کاملا باز
کثیر، گت، زیاد
فضادار، جادار، فراخ
جادار، جا دار
پهناور، دامنهدار، دامن دار
بسیط، واسع، پهناور
جامع، عمیم، فرا گیرنده
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
مشورتی، نصیحت آمیز، نصیحتی
هویی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.