معنی ۱neutral · 89%
شخص یا سازمانی که برنامههای رادیویی یا تلویزیونی را ارائه یا پخش میکند
مثالهای طبیعی
The broadcaster announced a new evening news service.
پخشکننده از راهاندازی یک سرویس خبری عصرگاهی جدید خبر داد.
She became a broadcaster after working in local radio.
او پس از کار در رادیوی محلی، گوینده و مجری رسانه شد.
Several broadcasters competed for the sports rights.
چند پخشکننده برای بهدست آوردن حق پخش مسابقات ورزشی رقابت کردند.
نکتهٔ کاربردی
`Broadcaster` هم میتواند به یک مجری یا گویندهٔ فردی و هم به یک سازمان رادیویی یا تلویزیونی اشاره کند.

