پهنتر کردن چیزی یا پهنتر شدن آن.
مثالهای طبیعی
The council will broaden the road near the hospital.
شورای شهر جادهٔ نزدیک بیمارستان را عریضتر خواهد کرد.
The river broadens as it approaches the sea.
رودخانه هرچه به دریا نزدیکتر میشود، پهنتر میشود.
Builders broadened the doorway to fit a wheelchair.
سازندگان برای عبور صندلی چرخدار، چارچوب در را عریضتر کردند.
نکتهٔ کاربردی
broaden در معنای واقعیِ افزایش عرض کاربرد دارد، اما برای جاده و دهانهٔ در widen رایجتر است.
