معنی ۱neutral · 80%
درختی که بهجای برگهای سوزنی، برگهای پهن و تخت دارد.
مثالهای طبیعی
This broadleaf grows beside several young pines.
این درخت پهنبرگ کنار چند کاج جوان رشد میکند.
Broadleaves dominate the lower slopes of the valley.
درختان پهنبرگ در دامنههای پایین دره غالباند.
The volunteers planted a native broadleaf near the stream.
داوطلبان کنار جویبار یک درخت پهنبرگ بومی کاشتند.
نکتهٔ کاربردی
در جنگلداری، broadleaves میتواند بهطور کلی به مجموعهٔ درختان پهنبرگ اشاره کند؛ در broadleaf forest واژه نقش صفت دارد.
