معنی ۱neutral · 87%
شمشیر سنگین و تیغهپهنی که در گذشته در نبرد به کار میرفت.
مثالهای طبیعی
A broadsword hung above the exhibition case.
یک شمشیر پهنتیغه بالای ویترین نمایشگاه آویزان بود.
The guard drew his broadsword as the gate opened.
نگهبان با بازشدن دروازه، شمشیر پهنتیغهاش را از نیام کشید.
Two broadswords completed the soldiers’ costumes.
دو شمشیر پهنتیغه، لباس سربازان را کامل میکرد.
نکتهٔ کاربردی
نام نوع مشخصی از شمشیر است و نمیتوان همهٔ شمشیرها را broadsword نامید.
