فلزی سخت و مایل به قهوهای که عمدتاً از مس و قلع ساخته میشود.
مثالهای طبیعی
The artist chose bronze for the statue.
هنرمند برای مجسمه برنز را انتخاب کرد.
The plaque was cast in bronze.
لوح را از برنز ریختهگری کردند.
Old bronze can develop a green surface.
برنز قدیمی ممکن است روی سطحش لایهای سبز تشکیل دهد.
نکتهٔ کاربردی
برنز بهعنوان فلز غیرقابلشمارش است؛ برای اشاره به یک مورد، از عبارتی مانند a bronze object استفاده کنید.
