معنی ۱neutral · 86%
برادر همسر، یا شوهر خواهر یا برادر خود شخص.
مثالهای طبیعی
My brother-in-law is my wife’s younger brother.
برادرزن من برادر کوچکتر همسرم است.
Our brother-in-law is visiting from Canada.
برادر همسرمان از کانادا به دیدن ما میآید.
She has two brothers-in-law.
او دو برادر همسر دارد.
نکتهٔ کاربردی
این واژه دو رابطهٔ متفاوتِ سببی را در بر میگیرد؛ جمع آن brothers-in-law است.
ترکیبهای رایج
— برادر همسر من
