معنی ۱neutral · 85%
زن یا دختری که موهای قهوهای یا قهوهای تیره دارد.
مثالهای طبیعی
The actress is a brunette with shoulder-length hair.
آن بازیگر زنی موقهوهای با موهایی تا روی شانه است.
The brunette beside my uncle is my cousin.
آن زن موقهوهای کنار عمویم دخترعموی من است.
My sister is a brunette, while I am blond.
خواهرم موهای قهوهای دارد، درحالیکه من موطلایی هستم.
نکتهٔ کاربردی
Brunette رنگ مو را توصیف میکند، نه رنگ پوست را. برای مرد معمولاً brown-haired man رایجتر است.
