بسیار خشن، بیرحمانه یا از نظر جسمی طاقتفرسا
مثالهای طبیعی
The investigation revealed a brutal attack on the victim.
تحقیقات از حملهای وحشیانه به قربانی پرده برداشت.
Conditions in the camp were brutal throughout the winter.
شرایط اردوگاه در سراسر زمستان طاقتفرسا بود.
Players endured a brutal schedule with little recovery time.
بازیکنان برنامهٔ مسابقات بسیار سنگینی را با فرصت اندک برای بازیابی تحمل کردند.
نکتهٔ کاربردی
`Brutal` صفتی قوی است و برای ناراحتیهای معمولی نباید به کار رود، مگر اینکه شدت وضعیت روشن باشد.
