معنی ۱neutral · 90%
رفتار بسیار بیرحمانه یا خشونتباری که آسیب جدی وارد میکند.
مثالهای طبیعی
The report documented brutality against detained civilians.
گزارش، موارد رفتار وحشیانه با غیرنظامیان بازداشتشده را ثبت کرد.
Readers were shocked by the villain’s brutality.
خوانندگان از وحشیگری شخصیت شرور داستان شوکه شدند.
Brutality during the conflict provoked widespread protests.
وحشیگری در جریان درگیری، اعتراضات گستردهای برانگیخت.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً اسمی انتزاعی و غیرشمارشپذیر است. برای رویدادهای جداگانه از acts of brutality استفاده کنید.
