یک دلار آمریکا
مثالهای طبیعی
The repair cost me fifty bucks in total.
هزینهٔ تعمیر در مجموع پنجاه دلار برایم شد.
You can get lunch there for ten bucks.
میتوانی آنجا با ده دلار ناهار بخوری.
It only adds a few bucks to the bill.
فقط چند دلار به صورتحساب اضافه میکند.
نکتهٔ کاربردی
این معنی پولی غیررسمی است و بهویژه در انگلیسی آمریکایی رایج است.
