معنی ۱neutral · 86%
ظرفی گود، دهانهباز و دستهدار برای حمل مایعات یا چیزهای دیگر.
مثالهای طبیعی
Fill the bucket with water, please.
لطفاً سطل را از آب پر کن.
A red bucket stood beside the sink.
یک سطل قرمز کنار سینک قرار داشت.
We bought two buckets for the garden.
برای باغچه دو سطل خریدیم.
نکتهٔ کاربردی
برای مشخص کردن محتویات بگویید a bucket of water؛ جمع معمول آن buckets است.
ترکیبهای رایج
— سطل پر از آب
