معنی ۱neutral · 90%
بست دارای قاب و اغلب زبانه که بند را محکم نگه میدارد
مثالهای طبیعی
The buckle on my belt has broken.
سگک کمربندم شکسته است.
The cobbler replaced a rusty buckle.
کفاش سگک زنگزدهای را عوض کرد.
These buckles keep the backpack straps secure.
این سگکها بندهای کولهپشتی را محکم نگه میدارند.
نکتهٔ کاربردی
buckle خودِ قطعهٔ بست است؛ to buckle a belt یعنی کمربند را با آن محکم بستن.
ترکیبهای رایج
— وسیلهٔ بستن روی کمربند
