ساچمههای گرد و درشتی که در بعضی فشنگهای تفنگ ساچمهای استفاده میشوند.
مثالهای طبیعی
The display included buckshot and old hunting equipment.
در ویترین نمایشگاه، ساچمههای درشت و تجهیزات قدیمی شکار دیده میشد.
The scene mentioned buckshot rather than a single bullet.
در شرح آن صحنه از ساچمههای درشت نام برده شده بود، نه یک گلولهٔ واحد.
Buckshot consists of several relatively large pellets.
مهمات ساچمهدرشت از چند ساچمهٔ نسبتاً بزرگ تشکیل میشود.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً اسم مادهای است؛ برای شمارش اجزای آن بگویید three buckshot pellets، نه three buckshots.
