معنی ۱informal · 88%
فردی که رفتاری احمقانه یا آزاردهنده دارد.
مثالهای طبیعی
That bugger forgot to lock the storeroom again.
آن آدم مزاحم دوباره یادش رفت در انبار را قفل کند.
The little bugger hid my keys as a joke.
آن وروجک برای شوخی کلیدهایم را قایم کرد.
Stop being such a bugger about the seating plan.
دربارهٔ چیدمان صندلیها اینقدر اذیت نکن.
نکتهٔ کاربردی
این واژه بیشتر در بریتانیا به کار میرود و ممکن است توهینآمیز باشد؛ بسته به لحن، میان نزدیکان گاهی محبتآمیز هم شنیده میشود.
