معنی ۱neutral · 90%
ساختن چیزی با کنار هم قرار دادن بخشها یا مواد مختلف.
مثالهای طبیعی
They build houses in this area.
آنها در این منطقه خانه میسازند.
He built a table from wood.
او یک میز از چوب ساخت.
They built a new school.
آنها یک مدرسهٔ جدید ساختند.
نکتهٔ کاربردی
از build برای ایجاد کردن چیزهای فیزیکی با کنار هم گذاشتن قطعات یا مواد استفاده میکنیم. شکل گذشتهٔ آن built است.
ترکیبهای رایج
— ساختن یک خانه با ساختوساز

