معنی ۱neutral · 89%
طراحیشده بهعنوان بخش ثابت یا استاندارد چیزی، نه قطعهای جداگانه
مثالهای طبیعی
The apartment has built-in cupboards beside the oven.
آپارتمان کنار فر کمدهای توکار دارد.
This model includes a built-in microphone.
این مدل میکروفون داخلی دارد.
The shelves are built-in, so we cannot move them.
قفسهها توکارند، پس نمیتوانیم جابهجایشان کنیم.
نکتهٔ کاربردی
built-in برای وسیله یا ویژگیای است که از ابتدا با چیزی یکپارچه بوده است؛ میکروفون توکار وسیلهٔ جانبی جدا نیست.
