معنی ۱neutral · 89%
گرد و برآمده، مانند شکل پیاز یا غده.
مثالهای طبیعی
The painter emphasized the man’s bulbous nose.
نقاش بینی گرد و برآمدهٔ مرد را برجسته نشان داد.
A bulbous dome rises above the old building.
گنبدی گرد و برآمده بالای ساختمان قدیمی سر برآورده است.
The handle looked bulbous beside the slim frame.
دسته در کنار قاب باریک، برجسته و گرد به نظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
صرفاً شکل را توصیف میکند، نه تشخیص پزشکی را. دربارهٔ ویژگی ظاهری افراد ممکن است اندکی ناخوشایند باشد.
