معنی ۱neutral · 85%
نوعی سگ با سر پهن، پوزهٔ کوتاه و بدن قوی.
مثالهای طبیعی
Their bulldog sleeps beside the sofa.
بولداگ آنها کنار مبل میخوابد.
The vet examined an English bulldog.
دامپزشک یک بولداگ انگلیسی را معاینه کرد.
Two bulldogs were playing in the park.
دو بولداگ در پارک بازی میکردند.
نکتهٔ کاربردی
بولداگ انگلیسی و بولداگ فرانسوی نام دو نژاد مرتبطاند، ولی از نظر ظاهر تفاوت دارند.
ترکیبهای رایج
— بولداگ انگلیسی؛ نژادی تنومند با سر پهن
