معنی ۱neutral · 89%
چیزی که در برابر خطر یا تغییر نامطلوب، حفاظتی نیرومند فراهم میکند.
مثالهای طبیعی
Independent courts can be a bulwark against abuse.
دادگاههای مستقل میتوانند سدی در برابر سوءاستفاده از قدرت باشند.
The sea wall formed a bulwark against flooding.
دیوار ساحلی مانند مانعی محکم در برابر سیلاب عمل میکرد.
Libraries serve as bulwarks against misinformation.
کتابخانهها در برابر اطلاعات نادرست نقش سنگر دفاعی دارند.
نکتهٔ کاربردی
اغلب معنای مجازی دارد، اما ممکن است به یک مانع دفاعی فیزیکی نیز اشاره کند.
