معنی ۱neutral · 90%
خانهای که تمام یا بیشتر اتاقهایش در یک طبقه قرار دارند.
مثالهای طبیعی
My grandparents bought a bungalow without any stairs.
پدربزرگ و مادربزرگم خانهای یکطبقه و بدون پله خریدند.
Our bungalow overlooks a quiet stretch of beach.
خانهٔ ویلایی ما به قسمت آرامی از ساحل مشرف است.
Several bungalows stood between the newer apartment blocks.
چند خانهٔ یکطبقه میان بلوکهای آپارتمانی نوساز قرار داشت.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی بریتانیایی bungalow معمولاً یک طبقه دارد؛ در آمریکایی ممکن است خانهٔ کمارتفاع یکونیمطبقه را هم شامل شود.
