معنی ۱neutral · 90%
ضربهٔ آرام و کوتاهی در بیسبال که برای افتادن توپ در نزدیکی محل ضربه زده میشود.
مثالهای طبیعی
The batter attempted a bunt in the ninth inning.
ضربهزن در دور نهم تلاش کرد ضربهٔ کوتاه بزند.
Her bunt rolled slowly toward third base.
ضربهٔ کوتاه او توپ را آرام بهسمت پایگاه سوم غلتاند.
Two bunts helped move the runner forward.
دو ضربهٔ کوتاه کمک کرد بازیکنِ دونده جلوتر برود.
نکتهٔ کاربردی
اصطلاحی در بیسبال است و معمولاً یک تاکتیک عمدی است، نه هر ضربهٔ ضعیف یا تصادفی.
