معنی ۱neutral · 90%
جسم شناوری که برای مشخصکردن مسیر، محدوده یا خطر، در نقطهای از آب ثابت نگه داشته میشود.
مثالهای طبیعی
A red buoy marks the edge of the channel.
یک بویهٔ قرمز لبهٔ کانال کشتیرانی را مشخص میکند.
Keep the buoy on your left as you enter.
هنگام ورود، بویه را در سمت چپ خود نگه دارید.
Workers replaced three damaged buoys near the rocks.
کارگران سه بویهٔ آسیبدیده را نزدیک صخرهها تعویض کردند.
نکتهٔ کاربردی
buoy نشانگر موقعیت در آب است؛ life buoy بهطور خاص وسیلهای برای شناور نگهداشتن و نجات فرد است.
