توانایی یک جسم برای شناورماندن در مایع یا گاز.
مثالهای طبیعی
A life jacket increases buoyancy in the water.
جلیقهٔ نجات شناوری فرد را در آب افزایش میدهد.
Cork has greater buoyancy than many metals.
چوبپنبه از بسیاری فلزات شناوری بیشتری دارد.
The sealed compartments provide extra buoyancy.
محفظههای درزبندیشده شناوری بیشتری فراهم میکنند.
نکتهٔ کاربردی
به قابلیت فیزیکی شناورماندن اشاره دارد، نه حرکت شناکردن.
