اداره یا سازمانی که وظیفهای عمومی، اداری یا اطلاعرسانی مشخص بر عهده دارد
مثالهای طبیعی
She contacted the housing bureau about the application.
او برای درخواستش با ادارهٔ مسکن تماس گرفت.
A consumer bureau published the complaint figures.
ادارهٔ حمایت از مصرفکننده آمار شکایتها را منتشر کرد.
Several bureaus will share a new headquarters.
چند اداره مقر جدیدی را مشترکاً استفاده خواهند کرد.
نکتهٔ کاربردی
bureau اغلب یک خدمت عمومی یا وظیفهٔ اداری و اطلاعرسانی معین دارد؛ شکل جمع آن bureaus یا bureaux است.
