burning
A1صفت/US /bˈɝnɪŋ/ BƏRN-ĭng; UK /bˈɝnɪŋ/ BƏRN-ĭng/
سوزنده، محرق، افروخته
JadoLearn Dictionary
معنی burning به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سوزنده، محرق، افروخته
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سوزش، احتراق، سوخت
تیراندازی کردن، تیر انداختن، نار
آتش سوزی
شعله زدن، شعله، لهب
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
مشورتی، نصیحت آمیز، نصیحتی
هویی
ظریف طبع
از پس، پس از، پی
سالمند، معمر، کهنسال
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.