معنی ۱neutral · 90%
حفره یا شبکهای از تونلها که حیوان برای پناهگرفتن زیر زمین حفر میکند.
مثالهای طبیعی
We found a rabbit burrow beneath the hedge.
زیر پرچین، لانهٔ زیرزمینی یک خرگوش پیدا کردیم.
Foxes sometimes raise their young in underground burrows.
روباهها گاهی تولههایشان را در لانههای زیرزمینی بزرگ میکنند.
The burrow had two narrow entrances beside the fence.
لانه کنار حصار دو ورودی باریک داشت.
نکتهٔ کاربردی
burrow به لانهٔ زیرزمینی حیوان گفته میشود، نه به هر گودال یا بخش اداری شهر.
