معنی ۱neutral · 82%
محلی که اتوبوس برای سوار یا پیادهکردن مسافران توقف میکند.
مثالهای طبیعی
Where is the nearest bus stop?
نزدیکترین ایستگاه اتوبوس کجاست؟
Meet me at the bus stop at eight.
ساعت هشت در ایستگاه اتوبوس مرا ببین.
There are three bus stops near our school.
نزدیک مدرسهٔ ما سه ایستگاه اتوبوس هست.
نکتهٔ کاربردی
اسم شمارشپذیر و دوکلمهای است. برای انتظار از at a bus stop استفاده کن؛ جمع آن bus stops است.
درس کوتاه: bus stop
محلی که اتوبوس برای سوار یا پیادهکردن مسافران توقف میکند. اسم شمارشپذیر و دوکلمهای است. برای انتظار از at a bus stop استفاده کن؛ جمع آن bus stops است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «bus stop» مطابقت دارد؟
