معنی ۱neutral · 85%
واحدی سنتی برای سنجش مقدار غله، میوه یا دیگر کالاهای خشک.
مثالهای طبیعی
The farm harvested fifty bushels of wheat.
این مزرعه پنجاه بوشل گندم برداشت کرد.
Apples were selling for eight dollars a bushel.
سیبها به قیمت هر بوشل هشت دلار فروخته میشدند.
Please deliver one bushel of corn by Friday.
لطفاً تا جمعه یک بوشل ذرت تحویل دهید.
نکتهٔ کاربردی
این واحد بیشتر در کشاورزی، بهویژه در آمریکای شمالی، به کار میرود.
ترکیبهای رایج
— مقدار معینی گندم بر حسب بوشل
