معنی ۱neutral · 90%
گیاهی کوچک و خودرو که گلهای زرد و براق دارد.
مثالهای طبیعی
A buttercup grew beside the stream.
یک بوته آلاله کنار جویبار روییده بود.
Yellow buttercups dotted the grass after the rain.
بعد از باران، گلهای زرد آلاله اینجا و آنجای چمن دیده میشدند.
She painted three buttercups around the pond.
او دور برکه سه گل آلاله نقاشی کرد.
نکتهٔ کاربردی
buttercup نام نوعی گل است، نه فنجانی برای سرو کره.
ترکیبهای رایج
— گلی خودرو با گلبرگهای زرد براق
