معنی ۱neutral · 90%
به دست آوردن چیزی با پرداخت پول برای آن.
مثالهای طبیعی
I buy fresh bread every morning.
من هر صبح نان تازه میخرم.
She bought a gift for her friend.
او برای دوستش یک هدیه خرید.
He bought a new phone yesterday.
او دیروز یک گوشی جدید خرید.
نکتهٔ کاربردی
از buy زمانی استفاده میکنیم که برای به دست آوردن چیزی پول پرداخت میکنیم. شکل گذشتهٔ آن bought است.
ترکیبهای رایج
— گرفتن یک هدیه با پرداخت پول

