متعلق به روزگاری سپریشده، بهویژه گذشتهای که دور یا متفاوت با امروز به نظر میرسد.
مثالهای طبیعی
The photographs capture life in a bygone era.
عکسها زندگی در دورانی سپریشده را به تصویر میکشند.
She remembers the slower rhythms of bygone days.
او ریتم آرامتر روزگار گذشته را به یاد میآورد.
Those balconies recall the elegance of bygone times.
آن بالکنها شکوه روزگاران قدیم را یادآوری میکنند.
نکتهٔ کاربردی
اغلب حالوهوایی نوستالژیک دارد. آن را با اسم جمع bygones در عبارت let bygones be bygones اشتباه نگیرید.
