معنی ۱neutral · 86%
خودرویی کرایهای که در برابر پرداخت پول شما را به مقصد میرساند، مخصوصاً در شهر.
مثالهای طبیعی
Let's take a cab to the airport.
بیا با تاکسی به فرودگاه برویم.
Our cab arrived ten minutes early.
تاکسی ما ده دقیقه زودتر رسید.
Could you call a cab for us?
ممکن است برایمان تاکسی خبر کنید؟
نکتهٔ کاربردی
Cab و taxi اغلب به یک معنا هستند؛ cab بهخصوص در انگلیسی آمریکایی رایج است.
ترکیبهای رایج
— با تاکسی رفتن
