ایجادکنندهٔ ترکیبی خشن، ناهماهنگ و ناسازگار از صداها.
مثالهای طبیعی
The dining hall became cacophonous when the students arrived.
با رسیدن دانشآموزان، سالن غذاخوری پر از همهمهای گوشخراش شد.
From outside came a cacophonous mixture of horns.
از بیرون، ترکیب ناهنجاری از صدای بوقها به گوش میرسید.
The second rehearsal sounded even more cacophonous.
صدای تمرین دوم حتی ناهماهنگتر و گوشخراشتر بود.
نکتهٔ کاربردی
در نقدها و توصیفهای زنده از مکانهای شلوغ و پرسروصدا بسیار دیده میشود.
