معنی ۱neutral · 89%
کسی که چوبهای گلف بازیکن را حمل میکند و ممکن است دربارهٔ مسیر و ضربه مشورت بدهد.
مثالهای طبیعی
The caddie handed her a club before the shot.
دستیار گلفباز پیش از ضربه یک چوب به او داد.
He thanked his caddie for reading the green.
او از دستیارش برای تشخیص شیب چمن نزدیک حفره تشکر کرد.
Several students worked as caddies at the golf club.
چند دانشجو در باشگاه گلف بهعنوان دستیار گلفباز کار میکردند.
نکتهٔ کاربردی
caddie به گلفباز در زمین کمک میکند؛ caddy در بافتهای دیگر میتواند نام ظرف کوچک نگهداری هم باشد.
