معنی ۱neutral · 86%
مادهای موجود در قهوه، چای و بعضی نوشیدنیهای دیگر که میتواند باعث هوشیارتر شدن شود.
مثالهای طبیعی
I avoid caffeine after dinner.
بعد از شام کافئین مصرف نمیکنم.
This tea contains caffeine.
این چای کافئین دارد.
Too much caffeine keeps me awake.
کافئین زیاد نمیگذارد بخوابم.
نکتهٔ کاربردی
Caffeine غیرقابلشمارش است؛ بگویید some caffeine یا a lot of caffeine، نه a caffeine.
ترکیبهای رایج
— قهوهای که تمام یا بیشتر کافئین آن گرفته شده است
