موجب آسیب یا زیان گسترده و فاجعهبار شدن یا با چنین زیانی همراه بودن.
مثالهای طبیعی
The dam failure had calamitous consequences downstream.
خرابیِ سد در مناطق پاییندست پیامدهای فاجعهباری داشت.
Their expansion proved calamitous for the company.
برنامهٔ گسترش فعالیتشان برای شرکت فاجعهبار از آب درآمد.
Ignoring these warnings could be calamitous.
نادیدهگرفتن این هشدارها میتواند پیامدهایی مصیبتبار داشته باشد.
نکتهٔ کاربردی
بسیار شدیدتر از unfortunate یا inconvenient است؛ برای آسیبهایی در حد فاجعه به کار ببرید.
