بررسی و تنظیم ابزار اندازهگیری با استفاده از مرجعی شناختهشده برای اطمینان از درستی اندازهگیری.
مثالهای طبیعی
The scale needs calibration before the experiment.
ترازو پیش از آزمایش به کالیبراسیون نیاز دارد.
Technicians completed the calibration of every pressure gauge.
فناوران کالیبراسیون تمام فشارسنجها را تکمیل کردند.
Regular calibration keeps the sensors accurate.
کالیبراسیون منظم باعث میشود حسگرها دقیق بمانند.
نکتهٔ کاربردی
کالیبراسیون نیازمند مرجع معتبر است؛ صرف تعمیر یک وسیلهٔ خراب الزاماً کالیبراسیون محسوب نمیشود.
