فردی که رهبر یک خلافت دانسته میشود و بهطور سنتی مدعی جانشینی در رهبری سیاسی پیامبر اسلام است.
مثالهای طبیعی
The caliph governed a territory spanning several regions.
خلیفه بر قلمرویی شامل چند منطقه حکومت میکرد.
A ninth-century caliph commissioned the palace.
خلیفهای در سدهٔ نهم دستور ساخت کاخ را داد.
Different caliphs ruled from different capital cities.
خلیفههای گوناگون از پایتختهای متفاوتی حکومت کردند.
نکتهٔ کاربردی
خلیفه عنوانی مشخص است، نه مترادف هر حاکم مسلمان. caliphate به نهاد یا قلمروی خلافت اشاره میکند.
