تماس گرفتن با کسی از طریق تلفن.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
تماس گرفتن
Deutsch
anrufen
Հայերեն
զանգահարել
zangaharel
مثالهای طبیعی
I call my friend every day.
من هر روز با دوستم تماس میگیرم.
She called her mother last night.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /kɔːl/آمریکایی: /kɔːl/
فعل call یک هجایی است و تمام تکیه روی همان یک هجا قرار دارد.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
تماس گرفتن
Deutsch
anrufen
Հայերեն
զանգահարել
zangaharel
I call my friend every day.
من هر روز با دوستم تماس میگیرم.
She called her mother last night.
او دیشب با مادرش تماس گرفت.
Please call me tomorrow.
لطفاً فردا با من تماس بگیر.
وقتی call به معنی تماس تلفنی است، از الگوی call + person استفاده میکنیم. در این معنی بعد از call از to استفاده نمیکنیم.
I called to him yesterday.
I called him yesterday.
وقتی call به معنی تماس تلفنی است، باید از call + person بدون to استفاده کنیم.
از call وقتی استفاده کن که با کسی از طریق تلفن ارتباط میگیری. شکلهای باقاعدهٔ آن را به خاطر بسپار: call → called → called.
جملهٔ درست را انتخاب کنید.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
صدا زدن
Deutsch
rufen
Հայերեն
կանչել
kanchel
The teacher called my name.
معلم اسم من را صدا زد.
She called her children inside.
او بچههایش را به داخل صدا زد.
He called me to help him.
او من را صدا زد تا به او کمک کنم.
این معنی دربارهٔ جلب توجه یا درخواست آمدن کسی است و به استفاده از تلفن ارتباطی ندارد.
The teacher phoned my name.
The teacher called my name.
برای گفتن نام کسی به منظور جلب توجه، از call استفاده میکنیم.
Call میتواند به معنی صدا زدن کسی یا گفتن نام او باشد. معنی درست را از متن جمله تشخیص میدهیم.
در جملهٔ 'The teacher called my name'، معنی call چیست؟