calm
A1اسم/US /kɑm/ käm; UK /kɑm/ käm/
تسکین دادن، آرامیدن، آرام
JadoLearn Dictionary
معنی calm به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تسکین دادن، آرامیدن، آرام
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خامش، ساکت، بی سر و صدا
دلنوازی کردن، دلجوئی کردن
هم پیمان، هم سوگند، متحدین
دل بدست آوردن، استمالت کردن
تصنیف کردن، آهنگ ساختن، تلفیق کردن
چک، خد
معذلک، گرفتن از، انبیق
آرام، آسوده، درحال سکون
مسالمتآمیز، مسالمت آمیز، مسالم
متین
خاطرجمع، متشکل
مدون
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.