معنی ۱neutral · 88%
آرام و بدون نگرانی، خشم یا هیجان
مثالهای طبیعی
Try to remain calm during the emergency.
سعی کن در شرایط اضطراری آرام بمانی.
She has a calm manner.
او رفتار آرامی دارد.
He felt calmer after the conversation.
او پس از گفتوگو احساس آرامش بیشتری داشت.
نکتهٔ کاربردی
`Calm` میتواند افراد، رفتار، صدا، آبوهوا یا موقعیتهای بدون فعالیت شدید را توصیف کند.
ترکیبهای رایج
— آرام ماندن و کنترل خود را حفظ کردن

