نگرانی، خشم یا هیجان کسی را کمتر کردن
مثالهای طبیعی
Her voice calmed the frightened child.
صدای او کودک ترسیده را آرام کرد.
The explanation calmed everyone's fears.
آن توضیح ترس همه را کاهش داد.
The nurse quickly calmed the patient.
پرستار بهسرعت بیمار را آرام کرد.
نکتهٔ کاربردی
وقتی کسی یا چیزی شخص دیگری را آرام میکند، `calm` مفعول مستقیم میگیرد.

