معنی ۱neutral · 90%
دستگاهی که برای گرفتن عکس یا ضبط ویدئو استفاده میشود
مثالهای طبیعی
She took a photo with her camera.
او با دوربینش یک عکس گرفت.
I want to buy a new camera.
میخواهم یک دوربین جدید بخرم.
He has two cameras at home.
او در خانه دو دوربین دارد.
نکتهٔ کاربردی
camera شمارشپذیر است. برای بیان وسیلهای که با آن عکس میگیرید، میتوانید از with a camera یا with my camera استفاده کنید.
ترکیبهای رایج
— دوربینی که عکسها را بهصورت الکترونیکی ذخیره میکند

