معنی ۱neutral · 87%
مجموعهای از فعالیتهای سازمانیافته برای رسیدن به نتیجهای مشخص
مثالهای طبیعی
The city launched a campaign to reduce smoking.
شهرداری پویشی برای کاهش مصرف سیگار راهاندازی کرد.
They started a campaign against plastic waste.
آنها پویشی علیه زبالههای پلاستیکی آغاز کردند.
The charity's campaign raised thousands of euros.
پویش مؤسسهٔ خیریه هزاران یورو کمک مالی جمعآوری کرد.
نکتهٔ کاربردی
`Campaign` قابلشمارش است و اغلب پس از آن `to + verb` یا `against + noun` میآید.

