معنی ۱neutral · 95%
فعالیت اقامت در فضای باز، داخل چادر یا سرپناهی مشابه
مثالهای طبیعی
We are going camping this weekend.
این آخر هفته برای کمپینگ میرویم.
Camping is cheaper than staying in hotels.
کمپینگ از اقامت در هتلها ارزانتر است.
Our camping trip lasted three nights.
سفر کمپینگ ما سه شب طول کشید.
نکتهٔ کاربردی
camping غیرقابلشمارش است. برای یک سفر مشخص نگو a camping؛ بگو a camping trip.
ترکیبهای رایج
— برای کمپ کردن و اقامت در چادر به فضای باز رفتن

