معنی ۱neutral · 95%
ظرفی فلزی برای نگهداری غذا یا نوشیدنی
مثالهای طبیعی
I bought a can of lemonade.
یک قوطی لیموناد خریدم.
Open the can of tomatoes for me.
لطفاً قوطی گوجهفرنگی را برایم باز کن.
Put empty cans in the recycling bin.
قوطیهای خالی را داخل سطل بازیافت بینداز.
نکتهٔ کاربردی
برای بیان محتویات قوطی از a can of + food or drink استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— یک قوطی حاوی سوپ

